بدبختیم شروع شُد
درخـت دلـتـنـگ تـبـر مـیـشـود،وقـتـی:
پـرنـده هـا سـیـم بـرق را بـه او

درونـم غـوغـاسـت
ایـنـگـونـه نـبـودم...
امــــا شـدم...

ziziمیگه:بچه ها توروخدا برام دعا کنید آجیم دوباره گیردادن به من راج بافرزاد بودنو شروع کرده
واااااای دوس ندارم،نیدونم چرا بیکار میشه گیر میده به من برام دعاکنید
راستی ماه رمضونم باهمه خوفی وبدیش تموم شد
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۵/۲۸ ساعت 8:38 توسط ҳ̸Ҳ̸ زهــرا عــلمــدار ҳ̸Ҳ̸
|