88:
خدا جون متشکریم که چشم دادی، بهمون
واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت
مرسی که پا به ما دادی واسهی سگدو زدن
واسهی گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت
خدا جون ممنون از این که دو تا دست دادی به ما
تا اونارو روبه هر مترسکی دراز کنیمیه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر...
همین که دستت رو آروم بگیره.....
یه فشار کوچیک بده.....
این یعنی من هستم تا آخرش.....
همین کافیه....!
مــــن" بـــه " تــــو" بستـــگــــی دارم ...
حــــال مــــن را از خـــــودت بپـــــرس !
بگو :
تــــــمــــــام ِ تــــو؛
مال من است ...
دلم میخواهد حسادت کنم
به خودم....!
حس اسارت ؛
در اسارت دستهای توست …
دلم حبس ابد میخواهد...
حوصلم که سر میره
بادل هیشگی بازی نمیکنم
برعکس توی نامرد
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ساعت 20:58 توسط ҳ̸Ҳ̸ زهــرا عــلمــدار ҳ̸Ҳ̸
|